جعفر حميدى

166

تاريخ اورشليم ( بيت المقدس ) ( فارسى )

مىافتد . اما ، بعدها فرمان داد هر فرد يهودى مجاز است فقط سالى يك بار به زيارت خرابه‌هاى اورشليم و معبد سليمان مشرف شود . بار ديگر از سال 135 م ، پراكندگى و سرگردانى بنى اسرائيل آغاز شد ، و معبد سليمان كه براى دومين بار ويران و با خاك يكسان شده بود ، براى مدتى طولانى ، روى آبادى به خود نديد . رسولان : همزمان با گرفتاريهاى اورشليم و حملات روميان و خرابى معابد ، چند تن از شاگردان وفادار مسيح و پس از آنها پيروان آنها ، در شهرهاى سوريه ، آسياى صغير ، يونان و روم به نشر عقايد مسيح و دعوت مردم روم و يونان به پذيرش مذهب جديد مشغول بودند . از جملهء آنها يكى « پولس » [ 24 ] يا پاولوس نبى است كه گرچه در آغاز كارش ، يهودى بود و دشمن مسيحيان ، ولى بعدها به مردم گفت كه در بين راه اورشليم به دمشق ، مسيح بر او ظاهر شد . و تعليمش داد و به او مأموريت داد تا مسيحيان را ارشاد نمايد . پولس با نزديكترين ياران مسيح يعنى پطرس مقدس [ 25 ] و « برنابا » كه او را در پاره‌اى جهات يارى كرده بودند ، به مخالفت برخاست و آنها را به رياكارى متهم ساخت . رسولان مىگفتند كه دين مسيح مخصوص مردم فلسطين و و سوريه و نژاد يهود نيست و اين تنها اقوام ساكن كرانه‌هاى رود اردن و درياى سرخ نيستند كه بايد دين جديد را پذيرا شوند ، بلكه بايد همهء مردم جهان از قبول اين دين بهره‌مند گردند . پس رسولان در بسط تعاليم مسيح كوشيدند و به همه جا مسافرت كردند و آئين جديد را تبليغ نمودند . ابتدا مردم زحمتكش و طبقات ستمديده و محرومين جامعه كه از دگرگونيهاى روزگار و ستم زورمندان به ستوه آمده بودند به اميد نجات يافتن از زندگى رقت‌بار خود به اين آئين تازه گرويدند ، اما كم‌كم اين دين در بين طبقات بالا و اشراف و خانواده‌هاى متعين ، مخصوصا در روم گسترش يافت . شاهان و شاهزادگان و رجال و بزرگان يكى پس از ديگرى به دين مسيح روى آوردند . اين موضوع از اين نظر قابل توجه است كه در اوائل ظهور مسيح امپراطوران روم با او مخالفت كرده و در يكى دو قرن اول مسيحيت ، كشتارهاى عظيمى از مسيحيان به عمل آورده بودند و هزاران بلكه ميليونها مسيحى را در دو قرن اول و دوم به دست خود و اياديشان قتل عام كرده بودند . سرانجام در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم كم‌كم نفوذ مسيحيت گسترش يافت و بزرگان روم دسته دسته به آن گرويدند .